بدین وسیله انجمن تالشان مقیم تهران (خانه تالش)، در مورد حادثه پیش آمده در بازی بین تیمهای چوکای تالش و شهرداری دزفول در لیگ دسته دوم کشور، ضمن اظهار تاسف و ابراز همدردی با جامعه داوران فوتبال، خواهان برخورد شدید و قاطع مسئولان قضایی و انتظامی و کمیته انظباتی فوتبال با عاملین این حادثه ناگوار می باشد.
متاسفانه طبق خبرهای شنیده شده اقدامات ناشایستی از سوی برخی بازیکنان تیم چوکای تالش و افراد غیر ورزشی علیه داوران و بازیکنان میهمان این مسابقه رخ داده است که به هیچ وجه با سابقه فرهنگی و تمدنی مردم شریف تالش سنخیت نداشته و ندارد زیرا مردم تالش و ورزشکاران تالش در طول تاریخ همواره به روحیه جوانمردی شهره بوده اند و از همین روست که نام پهلوان جوانمرد تاریخ ایران «پوریای ولی» بر تارک آن ورزشگاه نقش بسته است و اخلاق و منش پهلوانی همواره یکی از درسهای اولیه بزرگان قوم تالش به نخبگان ورزشی خود می باشد.
اینک ضمن اعلام برائت از عاملین این حادثه، از داوران و مسئولین تقاضا دارد با اظهار نظرهای شتابزده سبب سوء استفاده دشمنان وبیگانان از این مسئله نگردند. چرا که انعکاس این حادثه ناگوار در رسانه های بیگانه زمینه سوءاستفاده دشمنان نظام و ملت شریف ایران را فراهم کرده است که به زعم خود از آب گل آلود ماهی بگیرند. در خاتمه انجمن تالشان مقیم تهران (خانه تالش) به عنوان یک سازمان مردم نهاد و برخاسته از متن جامعه شریف تالش ضمن محکومیت مجدد این نوع حرکات، از مسئولین امر خواستار رسیدگی عاجل به این حادثه تلخ و پلشت می باشد تا دیگر شاهد وقوع این گونه حوادث ناگوار در شهرستان تالش نبوده و این امر مایه دستاویز دشمنان ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قرار نگیرد.
(خانه تالش)
انجمن تالشان مقیم تهران
آدرس جدید خانه تالش : تهران-- خیابان آزادی-- رودکی شمالی
-- کوچه قندهاری پلاک ۳۲
تلفکس : ۶۶۴۲۲۰۹۳ -۰۲۱
سال گذشته نیز طبق معمول هرسال خانه تالش مهیای برگزاری مراسم اربعین امام حسین(ع) در مسجد تالشان (سپهسالار) بود که بنده نیز بنا به وظیفه حضور یافتم . درمیان جمع دوچهره جوان دیدم که نمی شناختم . در گوشه ای تنها نشسته بودند . بعد از ادای فریضه نماز مغرب و عشاء و مراسم سخنرانی و ... نوبت رسید به مداحی ، یکی از آن جوانها شروع کرد به صحبت کردن درمورد امام حسین (ع) و سپس نوحه خوانی و روضه آن حضرت . حدوداً 15 دقیقه ای روضه خواند . من که تا آن روز آن همه پای روضه و منبر نشسته بودم اینقدر تحت تأثیر قرار نگرفته بودم . واقعاً گریه کردم . نه من !بلکه همه تقریباً داشتند فیض می بردند ! سپس دونفری شروع کردند به مداحی و سینه زنی . سؤال کردم ؛ گفتند برادر هستند ، برادران رضوان طلب ! چه اسم زیبایی ! واقعاً که برازنده آنان بود . بعد یک ورقه جدول به من دادند که مشخصات برگزاری هیأتشان بود . خوشبختانه درهمسایگی منزل ما هم بودند ! هرهفته دوشنبه ها ساعت 9 الی 11 شب با آدرسهای متفاوت و در منزل یکی از محبان اهل بیت (ع) . بالاخره من در هیأت مجمع الزاکرین آنها شرکت کردم . ابتداباور نمی کردم ! خیلی عجیب بود ! حدوداً 30نفری بودند . در یک خانه کوچک . کوچک بود اما چقدر بزرگ ! کاهگلی بود اما گوهری ! چراغها خاموش بود صدای نوحه خوانی جوانان . هرنفر 5 دقیقه می خواند . با چه صدای زیبا و بی نظیری ! واقعاً استثنایی! حیرت آور ! تأثر برانگیز ! خانه ای که در آن حکم دل بود نه چیز دیگر ! خانه ای که همه رو بودند ! نه مثل خانه ای دیگر کسی مهره چینی می کرد و نه کس دیگر رشته ها را پنبه ! نه کسی کتمان می کرد و نه انکار ! اصلاً این چیزها را بلد نبودند ! اصلاً بازی کردن در مرامشان نبود! فقط می خواندد ، خالصانه و بی ریا ، همه عاشق، همه دلسوخته ، همه صمیمی ، نه رئیس هیأت مدیره داشتند و نه عضو و نه دعوا برسر رئیس ماندن ابدی خانه ! کدام خانه ؟! خانه ای که هر خشت آن محبت اهل بیت بود . صدای هر در و پنجره آن ناله ی فاطمه بود . تقریباً همه آنها تالش بودند . اکثراً بچه های خطه سرسبز فومنات . انگار اینها موروثی مداح بودند ! بعدها نیز مستمع هرهفته مراسم آنهابودم . همه ی مکانها همین قدری بودند ! کوچک و زیبا و دوست داشتنی . همه در جنوب شهر بودند . همه کارمند و کارگر بودند . همه زندگی سختی داشتند ، اما چه دل بزرگی ! چه شوق سرشاری ! آیا این همه از عشق محمد (ص) بود و آل او ! آیا صدای مظلومیت علی بود و حسین ! آیا حضور مهدی(عج) بود . صدها درود بر آن جوانان ! دل هر کافری را با حنجره هاشان به رحم می آوردند . دل هرسنگی را به نام حسین و زینب آب می کردند ! در شادی ها نیز چنین بودند . شبهای ولادت معصومین آنچنان ن قدری بودند ! مه بود . همه دلسوخته ، همه صمیمی ، نه رئیس هیأت مدیره داشتند و نه عضو ! آن حضرت . یز بنا به وظیشاد می خواندند که من تا به امروز در هیچ مراسم جشنی اینقدر به وجد نیامده بودم . آنچنان مخاطب را مجذوب می کنند و خود نیز مجذوب می شوند که نهایت ندارد . قلم قاصر است از نوشتن این چنین عشقی !
ادامه مطلب
اردبيل در طول تاريخ حيات خويش، حوادث و دگرگونيهاي فراواني را به خود ديده است. روزگاري كانون دين زردتشتي بود و ساكنانش پاسداران آتش مقدس. با ورود اسلام بدان سامان، و بلندشدن نداي عدالت و برادري، ساليان دراز پايگاه دين و معنويت بوده است، چنانكه مساجد و مدارس آنجا از زمزمة عاشقان علم و درس سرشار بود و علما و مدرسان و طلاب در آن فضاي معنوي و ملکوتي به بحث و جدل دربارة مسائل خاص خود ميپرداختند. آنگاه که مدارس و حوزههاي علميه از رونق افتاد، خانقاهها و زوايا و تکايا از هياهوي صوفيان و قلندران و فتيان آکنده گشت و فرياد ياهو ياهوي آنان سرتاسر شهر را از معنويت و خلسة روحاني معطر ساخت و سرانجام در ساية اقتدار مطلق شيخ صفيالدين اردبيلي، زمينه براي نهضتي عظيم که گويا به وحدت و يکپارچگي جامعة از هم پاشيده و متشتت آن روزگار ايران انجاميد، فراهم آمد.
وقتی ترکان سلجوقي کالاي سياسي، اجتماعي، نظامي و فرهنگي خاص خود را در پوششي به نام زبان ترکي عرضه نمودند، گمان نميرفت در ساية آن تهاجم همهجانبة مادي و معنوي، نشاني از فرهنگ ديرين مردم آذربايجان و زبان بوميان منطقه بر جاي بماند و به حيات خود ادامه دهد، اما با وجود تسلط درازآهنگ ترکان در آن سرزمين، عناصر زبانی ايراني چون اخگري در زير خاکستر حوادث و تحولات گوناگون اجتماعي، سياسي همچنان در لايههاي زيرين فرهنگي به حيات خود در آذربايجان، به ويژه اردبيل ادامه ميدهند.
به مناسبت میلاد با سعادت حضرت معصومه -س- همایش بزرگ فرهنگی هنری تالشان مقیم تهران برگزار می گردد.
در این همایش یاد استاد شهید پروفسور نورز علی محمد اف گرامی داشته خواهد شد و در رثای معلم شهید صحبت می گردد./
یادش گرامی .. راهش پر ره رو
محل برگزاری همایش :
تهران فرهنگسرای بهمن -- سالن چارلی چاپلین
زمان برگزاری مراسم ۱۴ الی ۲۰
دوشنبه ۱۹/۷/۱۳۸۹ خورشیدی
------------------------------------------------------------------------
برگزار کنندگان :
انجمن تالشان مقیم تهران
دفتر مطالعات جغرافیایی قفقاز
کانون تالشیار
ایراس :
ايراس: دکتر عنایت الله رضا، از ایرانشناسان برجسته و عضو دائرهالمعارف اسلامی، در طول عمر پر بار خود خدمات بسیار زیادی به فرهنگ و زبان فارسی کرده و این خدمترسانی را تا به آخرین روزهای زندگیاش در بنیاد دائرهالمعارف اسلامي ادامه داد. دکتر رضا تحصیلات ابتدايی و متوسطه خود را در شهرهای رشت و تهران گذراند و در 1316 خورشیدی دیبلم متوسطه خود را در رشته ادبیات از دبیرستان دارالفنون اخذ کرد و سپس در همان سال در دانشکده افسری ثبت نام کرد و در سال 1318 به جرگه افسران ارتش ایران پیوست. در همین دوره بود که فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد و به سبب همین فعالیتها در سال 1325 به تبعیدی رفت که حدود 20 سال به طول انجامید. او در دوره تبعید نخست در دانشکده حزبی شهر باکو موفق به اخذ مدرک لیسانس شد و پس از آن در آزمون دکترای رشته فلسفه دانشگاه دولتی، «اندیشههای کسروی» به راهنمایی پرفسور ماکاولسکی از استادان بزرگ فلسفه در اتحاد جماهیر شوروی با درجه عالی دفاع کرد.
ادامه مطلب
روايتي اشک آگین از درگذشت سردار ملي ايران عباس ميرزا ،
فرمانده ارتش ایران در جنگهای روس- ایران
مرگ سردار
-
ناصر نجمي
ساليان متمادي بود كه يك كسالت مزمن و ممتد كه دستگاه گوارش و كليههاي عباس ميرزا را مورد حمله قرار داده بود، مزاجش را عليل و از حال اعتدال خارج ساخته بود.
طبيب معالج عباس ميرزا «مستركورمك» انگليسي كه در مداوا و معالجه وي كوشش ميكرد، به وي خاطرنشان ساخته بود كه بيماري او مهلك و كشنده نيست، به طوري كه معالجات وي در تسكين و درمان بيماري او مؤثر واقع شده بود.
عباس ميرزا پس از سركوبي ياغيان خراسان با وجود دردهاي مختلف به محاصره هرات اقدام كرده پس از شدت بيماري، محمد ميرزا و خسرو ميرزا را به ادامه محاصره آن شهر به جنگ دشمنان فتنهگر كه غالباً انگليسيها از لحاظ موقعيت سوق الجيشي هرات كه بر سر راه هندوستان قرار داشت، آنها را با امدادهاي نظامي و جنگي ياري مينمودند، واداشته، خود به مشهد بازگشت مينمايد.
كسالت و بيماري عباس ميرزا روز به روز شدت مييافت تا جايي كه در پاهاي وي ورم و آماسهاي زيادي ظاهر گرديد. در اين موقع خبر رسيد كه ميرزا بابا حكيم باشي طبيب ايراني او بدورد حيات گفته و مستر «كورمك» نيز در راه مشهد بدرود زندگي گفته است.
عباس ميرزا كه ديگر به مرگ و زندگي پرتلاطم خود يقين حاصل كرده بود، غالباً شبها به هر زحمتي بود به آستان حضرت رضا (ع) ميشتافت و مدتها در آنجا با خداوند راز و نياز ميكرد تا اينكه در شب نهم جمادي الآخر سال 1249 هجري قمري، پس از بازگشت از صحن مطهر، دچار استفراغهاي خونين شديد گرديده و در رخوت و سستي فوق العادهاي كه در نتيجه بيرون رفتن خون از پيكرش بود، فرو ميرفت. در آن هنگام در جايگاه او جز علي اصغر خواجه كسي نبود و عباس ميرزا كه شاهباز مرگ را بر بالين خود در گردش ميديد، فوراً خواجه را بر بالين خويش احضار كرده ابتدا وصيت نمود كه او را درصحن مطهر حضرت رضا (ع) به خاك بسپارند، آنگاه كلمه توحيد را بر زبان جاري ساخته، جان به جان آفرين تسليم كرد. عباس ميرزا در اين موقع فقط چهل و شش سال داشت.
صاحب امتياز :انجمن تالشان مقيم مركز (تهران)
مدير مسئول : دكـتر محمـد طاهـر نظامي
مدیر اجرایی و سردبیر: حسن وحداني كلنگستاني
مدیر داخلی :حسین دولتی 09329322152
شوراي نویسندگان : حسین دولتی ، حسن وحدانی کلنگستانی، حسین صفری سیدآبادی،هادی یعقوبی ، مهندس محمد معاف، مهنـدس هوتن دولتی، افشارسیفی نژاد، یعقوب ساعـدی قـلعه رودخانی ، مریم باجی ریک.
روابط عمومی :حسین صفری سید آبادی 09124058416
مسئول مالی نشریه : علی اکبر نظری
مدیر مالی انجمن تالشان : کامران معافی
تايپ و همکاری درامور اجرایی:معصومه سادات ملكي
پیشنهادات و انتقادات : 09191045368
قابل توجه خوانندگان«نسیم تالش»
با فضل و عنایت پروردگار، نشریه نسیم تالش درسال جاری تلاش دارد ضمن چاپ منظم در یک دوره زمانی کوتاه تر، تغییراتی را نیزدرشکل و محتوای خود به انجام برساند. همانطـور که می دانیـد این امر میسـر نخواهـد گردیـد مگر به کمک و یاری خوانندگان و همشهـریان عـزیز . در این راستا برخی از اهداف و درخواستها جهت بهبـود کیفیـت محتـوایی و نیز شکلی نشـریه به شرح ذیل به سمع و نظر خوانندگان و همشهریان محترم رسانده میشود
1- نسیم تالش قصـد دارد با پخش منظم و به موقع ، به نخستیـن و مهمترین پل ارتباطی شهرستانهـای تالش نشین در گیلان و نیز سراسـر ایـران عزیز تبدیل گردد . در این راستا معرفی نشریه به دوستان علاقمند و نیز ارسال نقطه نظرات ، پیشنهادات و نیز نقـدهای شما میتواند راهگشـای ما در این زمینه باشد.
2-نسیم تالش در رویکرد جدید پخش ، جهت سهولت و نیز احترام به خوانندگان اقدام به تهیه آدرس پستی خوانندگان نموده و از این به بعد قصد و اراده بر این است تا از طریق سیستم پستی به دست خوانندگان محترم رسانیده شود . دوستانی که تمایل به اشتراک نشریه داشته باشند می توانند با تماس با دفتر ( خانه تالش ) در تهران جزو لیست مشترکین ثابت نشریه در آمده و نشریه را به صورت منظم دریافت نمایند.
3-استفـاده از خبرها ، نظرها ، تحلیلها و مطالب خواننـدگان و اهل قلـم تالـش و گیلان یکی دیگـر از رویکـرد های نوین نشریه جهت پر بار نمودن محتوای آن است .
حسین دولتی (عضو هیئت مدیره و مدیر داخلی نشریه)
آموزگار کوچه و بازار -- دکتر عبدلی
طبیعت سالم ، اندیشه سالم
ضرب المثلهای تالشی
با شاعران تالش
جستاری از حضور زن تالش در اسناد
چند خبر از ورزش تالش
خبری از مطبوعات تالش
پیامک به نسیم تالش
گفتگو با حسین طالع وکیل پایه یک دادگستری --حسن وحدانی
كجايي تالش و كيستي تالشان -- دكتر محمد تقي رهنمايي
تالش كجاست و تالشان كيستند ؟ بسياري از ما هميشه مورد اين پرسش قرار گرفته ايم .بويژه دوستان جوان در مدارس و دانشگاهها، هنگاميكه با ساير هموطنان خود روبرو مي شوند، در پاسخگويي درست به آن با مشكلات زيادي روبرو مي شوند و غالباً مي گويند جايي است بين انزلي و آستارا. چرا تالش اينقدر ناشناخته و يا كم شناخته است ؟
اين مقاله را من ابتدا با سبك و سياق ديگري كه بدرد پژوهشهاي علمي مي خورد نوشتم. مروري بر آن كردم، ديدم خيلي به درد نسل جوان ما كه در جستجوي هويت خود با زبان ساده هستند نمي خورد. از همينرو آنرا با انشا و مضموني ساده نوشتم كه اينك مي خوانيد.
وقتي مي گوييم تالش يعني سرزميني كه در امتداد سواحل غربي درياي خزر از شمال تالاب انزلي تا دلتاها و مصب رودخانه كورا در تالش شمالي كشيده شده است. مرزهاي غربي آن با خط الراس كوههاي تالش از استان اردبيل جدا مي شود و نوشته هاي قديمي، مرز جنوبي آنرا رودخانه سفيدرود و رودبار امروزي نوشتهاند .
منطقه تالش سرزمين وسيعي است كه از شمال به جنوب در امتداد سواحل غربي درياي خزر كشيده شده است .محدوده جغرافيايي قومي آن بمراتب از محدوده جغرافيايي سياسي . يعني واحدهاي سياسي و اداري كه در قالب آن اداره مي شود، وسيعتر است .
ادامه مطلب
نورورز پورعینی ناو شاعر و طنزپرداز اسالمی درگذشت. این طنزپرداز پیر که سروده هایش به زبان های فارسی و تالشی در کتاب های وی با نام های « نا دمرده خونی na damarda khuni » و «تالش بلبلون باغَهtalesh belbelun bagha » به چاپ رسیده است.
نوروز پورعینی ناو در روستای ییلاقی ناو واقع در دل جنگل های زیبای اسالم به دنیا آمده بود. او سال ها به کار چراغ سازی مشغول بود و از این طریق گذران عمر می کرد.او تحصیلات قدیمی و سواد قرآنی داشت و بعد ها توانسته بود کلاس های نهضت سوادآموزی را تا پایان کلاس پنجم ابتدایی به اتمام برساند اما دارای قریحه و توانایی خاصی در به نظم کشیدن موضوعات متعدد طنز و جدید بود. از او دو کتاب در چند سال پیش به چاپ رسید که اثر اول او با نام «نا دمرده خونی ـ چشمه خشکیده ناو» خیلی زود به فروش رفت و نایاب شد. اثر دیگر او نیز بعد از چندی به چاپ رسید و اینک می توان ان را از کتابفروشی های منطقه تهیه نمود.
مرحوم پورعینی در روز پنجشنبه 23/2/89 در محل زندگی خود یعنی روستای چخرَمَلَه chakhra mala دهستان خرجگیل اسالم شهرستان تالش از دنیا رفت و در قبرستان شیرَوا(در نزدیکی روستای محل زندگی اش) به خاک سپرده شد. روحش شاد.
تالش شناسی این ضایعه را به خانواده و بازماندگان آن مرحوم و اهل قلم ، فرهنگ و هنر تالش تسلیت می گوید و برای روح آن شادروان غفران الهی را طلب می نماید.
شما هم می توانید مطالب-آثار-عکس های قدیمی و جدید و ... خود را جهت چاپ در آن تا پانزدهم اردیبهشت ماه به نشانی نشریه ارسال نمایید.
تالش - صندوق پستی ۱۳۱۳-۴۳۷۱۵
۱۳۸۲ را اي گلَه تالشيیَه د بيتي «خانه تالش» ي كو خوندمَه خردَنون دَفَرسَه ك ام شعر چيكي شنه ؟ واتمَه پژمان بختياري شن. آقاي دكتر نظامي ك هَتِه مندا ؛ خنده يي كردشه و واتشه ؛ حسين جان ! پژمان بختياري چندين ساله مرده . اَ فارسيیه شعر واي. ت چنته واي ك اي تالشيیه شعر واته؟! واتمه: آقاي دكتر! چمه پژمان اَ پژمان نيیَه؛ چمه پژمان تالشه خردني يه ماسالي و…
بله! پژمان بخيتاري خاسه خردني يَه ك ۱۳۵۳ تاوستوني را ماسالی تاسكو ده دنيا دلكه و همه تالشه خردنون شي رنج و سختي نه پرمه و كاركردِه و گا و گوسفندي دومله تيلّه نه درسش خونده. ا فرزاد بختياري روكه برايه. از فرزادي كو مسمه ك وختي پژمان دنيا دلكه، نهاره دَسي راديو كرا شعر و موسيقيیه برنامه پخش آكري. راديو گف اژني واته: شعري ك مسينه (مسرونه) پژمان بختياري شنا.
ام تفاق باعيث به ك هتِه كو حاضرن گرد تأكيد بكرن چون ام خردني شارَت (فاميلي) بختياري يه، چَي نومي ني (پژمان ) پيگره (پيگرن) دا هم ني بوبو پژمان بختياري. پژمان ديپلم تجربي يه و چي دانشگاهيیه رشته مديريت دولتي يه؛ ولي چي عشق و علاقه ، موسيقي و ادبياتي ديله كو بي تلَفتِه و چي هنرييه خلاقيتي ني هم د كو بي وينده. ا تالشه لَلَه ژَن و شعر وا و ادبي يه قطعه نيويس.
چي شعرن، مخصوصاً چي دبيتي ين خيلي خاسينه و دا هنته خيلي اَخونون(خواننده اون) اوون جشنون و مناسبتون كو خونده. اي سرن واتشونه و وان شعروني ك خونون چيكي شنينه، ولي اي سرن اصلاً اي كو نومي نبَرن ك ام كار درست نييه و امانتداري قاعيده كو بيرونه.
دكتر محرم رضايتي كيشه خاله - استادياردانشگاه گيلان
1. مقدمه
در قلمرو جغرافيايي اغلب گويش ها، گونه هاي زباني متعددي وجود دارد كه از نظر آوايي، و گاه، دستوري از هم متمايزند. گستردگي حوزة اقليمي گويشوران، وجود موانع طبيعي، چون كوه ها، رودها و دره ها، زندگي عشيره اي و قبيله اي، عدم وجود خط و آثار فرهنگي مدون و... از جمله عواملي هستند كه در ضعف يا گسستگي ارتباط گويشوران با يكديگر، و در نتيجه، تنوع گونه اي گويش ها، به ويژه در روزگاران گذشته، نقش مؤثري داشته اند.
بديهي است سرعت تحول گونه هاي مختلف گويش ها يكسان نيست و مانند دگرگوني زبان هاي رسمي، به عوامل زيادي بستگي دارد. بررسي تطبيقي و تاريخي زبان ها در حوزه هاي مختلف، ميتواند در يافتن خط سير تحولات، و تعيين وجوه مشترك آنها بسيار راهگشا باشد.
دکتر محمد طاهر نظامی
دریای مازندران (کاسان) 1 بزرگترین دریاچه جهان زیست بوم یا بوم سازگان 2 کلانی است که در مرکز مجموعه یا منظومه ای از اجزا که هر کدام از آنها خود اکوسیستمی مجزا و در عین حال فعال تلقی می شودقراردارد.
این دریاچه بر اساس قوانین اکولوژیک ضمن تاثیر گذاری بر هریک ازاجزای پیرامونی و وابسته خود به نوعی نیز از آن تاثیر می پذیرد.در یک روند3 یا سیر طبیعی در صورت دخالت نداشتن انسان این تعامل یاتاثیر و تاثر اجزامجموعه کلان تحت یک قانون و تعالی اکولوژیک می تواند پایدار بماند و در طول زمان ادامه واستمرار داشته باشد.
در یک قرن اخیر اغلب به دلیل دست اندازی های سوداگرانه و نادرست انسان که خود ناشی از وقوع 2پدیده افزایش شتابان جمعیت پیرامونی و انفجار تکنولوژی است تعامل وتعادل اکولوژیک بین این سامانه ها به هم ریخته و در نتیجه در هر کدام از این سامانه ها باعث به وجودآمدن آثار مخرب زیادی شده است که می توان از آنها به عنوان بحران زیست محیطی نام برد.
درادامه به طور گذرا برخی از این نابسامانی ها یا بحران ها در استان گیلان توضیح داده میشود.
الف)بحران های دریاچه
این دریاچه که به علت وسعت و حجم بزرگ به حق دریا لقب گرفته است یکی از بزرگترین منابع زیست انواع مرغوب و نادر از آبزیان به ویژه ماهیان غضروفی و استخوانی است که بعضی از آنها مانند ماهی سفید و ماهی خاویار4 شهرت جهانی دارند .اهم بحران های آن عبارتنداز:
1-ورود و نشست سالانه (وشایدروزانه)حجم عظیمی از آلاینده های نفتی ناشی از تردد کشتی های نفتکش و فعالیتهای کاوش و استخراج نفت.
2- سرازیر شدن سالانه میلیون ها تن آلاینده های صنعتی ،میکروبی و شیمیایی از کشورهای مشرف از جمله ایران5 این ذخیره گاه ارزشمند زیستی و آبی را به سوی یک مرداب بزرگ سوق میدهد. 80درصد این آلاینده ها از جمهوری فدراتیو روسیه و فقط 6 درصد آن سهم کشورماست.
3-دو پدیده فوق همراه صید بی رویه و قاچاق باعث کاهش شدید جمعیت بسیاری از ماهیان از جمله ماهی های کیلکا،سفید،ماهی خاویار و ....شده است.
4- تجاوز به حریم دریا ساخت و سازهای مختلف (ویلا،باغ ،کارخانه ها و...)تغییر کاربردی اراضی مشرف به دریا که روز به روز هم بیشتر می شود ونیز بالاآمدن و پایین رفتن سطح آب دریا 6 ضمن به هم ریختن سیکل های هیدرولوژیک (چرخه آب)خسارت های مالی زیادی را بر ساحل نشینان وارد می سازد.
این پدیده به صورت یک معضل و بحران محیطی اقتصادی و اجتماعی در طول 700کیلومتر (آستارا-بندر ترکمن )چهره خودرا نشان داده است.
5-باورود یک نوع هیولای شانه دار (از ژله داران)ازطریق آب ترازکشتی هایی که از طرف دریای سیاه رفت و آمد میکنند نسل ماهیان کوچک از جمله کیلکا که خود علاوه برتولید پروتئین غذای مورد نیاز بسیاری ازماهیان بزرگ را تامین میکند به شدت کاهش می یابد.طبق آمار میزان صید کیلکا از 95هزارتن در سال 78 به حدود 18هزار تن در سال کاهش یافته است.
تخریب و تبدیل اراضی بالادست(حوزه ِآبخیز)رودخانه های منتهی به این دریا فرسایش خاک و روانه شدن سیلاب ها به این آبگیر بزرگ اگرچه ممکن است برای عامه مردم قابل لمس و ثبت نباشدولی ازچشم و نظرمتخصصان محیط زیست این پدیده در درازمدت اثرات زیانبار خود را با تغییر خطوط ساحلی و مسیر رودخانه ها و کاهش عمق آب در سواحل بروز خواهد داد. خشکاندن برکه ها و مانداب ها در جلگه ساختن سدها و آبگیرها روی رودخانه که حرکت و مهاجرت ماهیان درفصل تخم ریزی را محدود می کند چهره دیگری از این پدیده را به نمایش می گذارد.
7- عبورجاده کنارگذر 16کیلومتری بندر انزلی از نقاط حساس تالاب که هنوز بعداز 30سال تحث و جدل سامان نگرفته است فاجعه دردناکی است که جادارد در بحثی جداگانه به آن پرداخته شود.
ادامه مطلب

